سرزمین پارس، «علیرضارضاخواه» در یادداشت روزنامه «خراسان» نوشت:

این روزها و به دنبال بحران آفرینی عربستان در غرب آسیا بار دیگر شاهد تلاش قدرت های استعمارگر اروپایی و به صورت مشخص فرانسه برای بازگشت و احیای نفوذ قدیمی خود در منطقه هستیم. نمونه چنین رفتاری را می توان در بیش فعالی دیپلماتیک این روزهای امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه و دست و پا زدن وی برای یافتن نقشی جدید در منازعات غرب آسیا و منطقه خلیج پارس و به تبع آن ماجرای  سعد حریری نخست وزیر لبنان دید.

فرانسه در دوران استعمار خود در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا(MENA) بیشترین نفوذ را در کشورهای حوزه دریای مدیترانه داشت و بر همین اساس توانست فرهنگ و زبان فرانسوی را در کشورهای این منطقه از جمله لبنان، سوریه، الجزایر، تونس و مغرب توسعه دهد و عملا اقتصاد و سیاست این کشورها را به فرانسه وابسته کند.  با این حال، این نفوذ با گذر زمان و به دنبال رشد جنبش های استقلال طلبانه و بیداری سیاسی مردم رو به افول گذاشت.

روند کاهش نفوذ فرانسه در هزاره سوم میلادی سرعت گرفت به گونه ای که بعد از اعتراض های عربی ۲۰۱۱ و به ویژه بحران در سوریه تقریبا این نفوذ به صورت کامل از بین رفت و دیگر فرانسه در این مناطق حرفی برای گفتن نداشتآکادمی مطالعات ایرانی لندن (LAIS)هرچند پاریس تلاش های زیادی برای فعالیت در عرصه بین المللی به نفع مخالفان بشار اسد انجام داد که از جمله این تلاش ها می توان به نشست های متعددی با عنوان دوستان سوریه اشاره کرد، اما به دلیل نداشتن هیچ گونه نفوذی در میان شورشیان سوری به ویژه در حوزه میدانی تمام این تلاش ها بی ثمر ماند.

پیشنهاد ویژه :   دگر تاریخها : گوتیان از منظرهای گوناگون (۱)

با این حال به ظاهر این روزها ماجرای سعد حریری و تلاش ماکرون برای ابقای سعد حریری در سمت خود به‌عنوان نخست وزیر لبنان باعث شده تا فیل فرانسوی ها یاد هندوستان کند و تلاش کنند آب رفته را به جوی دیپلماسی این کشور بازگردانند.

لبنان، دریچه بازگشت فرانسه به غرب آسیا


لبنان با بافت طایفه ای خود همیشه یکی از پایگاه‌های مهم فرهنگی و سیاسی فرانسه در غرب آسیا به شمار می‌رفته است که دلایل متفاوتی دارد:


*طبق قانون اساسی لبنان که توسط فرانسه طراحی و اجرا شد، ریاست جمهوری و فرماندهی ارتش لبنان همیشه با مسیحیان مارونی لبنانی است که از نظر فرهنگی و اجتماعی فرانسه را مادر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود می‌دانند.


*زبان فرانسه به شکل غیر رسمی زبان اصلی بین‌المللی لبنان به شمار می‌رود و در بسیاری از بخش‌های لبنان به خصوص در مناطق مسیحی نشین مانند زبان اول محسوب می‌شود. در کنار این موج گرایش به فرهنگ فرانسوی، زبان دوم بقیه طوایف لبنان از جمله مسلمانان شیعه و اهل سنت نیز فرانسوی است.


*به دلیل آن که لبنان از مهم ترین کشورهای فرانکفونی محسوب می‌شود، لبنانی‌ها از بعد اقتصادی در ارتباط دایمی با فرانسه به سر می‌برند و اکنون ده ها هزار لبنانی نه تنها در این کشور زندگی می‌کنند بلکه  دارای تابعیت فرانسوی نیز هستند، به همین دلیل حتی مقامات عالی رتبه لبنانی نیز تابعیت فرانسوی دارند که شامل همه طوایف مذهبی سهیم در قدرت سیاسی می شود.

پیشنهاد ویژه :   خاورمیانه : ایران و پاکستان، بسترهای همگرایی و اتحاد استراتژیک


 همین مولفه ها باعث شده پاریس با بهره گیری از  تلاش های ناکام دیگران بار دیگر خود را به عنوان یک ظرفیت بین المللی مطرح و هویتی برای حضور منطقه ای خود تعریف کند.

قمار فرانسوی در لبنان


«نیکولاس دوت پویلار»، محقق بنیاد فرانسوی خاورمیانه (IFPO) معتقد است: اشتیاق فرانسه برای میانجی گری درباره بحران لبنان، با توجه به سابقه روابط پاریس با کشورهای منطقه، چندان هم عجیب نیست. او می گوید: نقش فرانسه در منطقه ابتدا به دلیل مسئله قدیمی قیمومیت فرانسه بر سوریه و لبنان است. بنابراین تلاش فرانسه برای میانجی گری در بحران لبنان و سعد حریری تعجب آور نیست. قیمومیت فرانسه بر سوریه و لبنان یک نوع سیستم استعماری بود که بر سیاست این کشورها تحمیل می شد. این مجوز پس از جنگ جهانی اول توسط اتحادیه ملل به فرانسه اعطا شد.

قیمومیت فرانسه بر لبنان تا سال ۱۹۴۳ و بر سوریه تا سال ۱۹۴۶ ادامه داشت. این کارشناس  سیاسی بر این باور است که استعفای غیرمنتظره حریری فرصتی برای فرانسه بود که موقعیت مکانی خود را  در سطح ژئوپلیتیک منطقه بار دیگر به دست آورد. هم اینک، فرانسه مانند کشورهای دیگر در تلاش است تا از این فرصت برای نفوذ در منطقه استفاده کند. این یک شرط بندی سیاسی است که در ازای میانجی گری درصدد به دست آوردن موقعیت خود در منطقه است.

از رویای شرقی تا کابوس فرانسوی


 اما دستاورد این موقعیت جدید غیر از پرستیژ بین المللی برای فرانسه چه می تواند باشد؟ در پاسخ باید گفت مهم ترین دغدغه این روزهای فرانسوی ها کنترل موج مهاجرت به این کشور است. لبنان این روزها پذیرای میلیون ها آواره سوری و فلسطینی است. هرگونه تنش و جنگ در این کشور باعث خواهد شد موج جدیدی از مهاجرت به سوی اروپا و به دلیل ارتباط های سنتی ،مشخصا به سوی فرانسه شکل بگیرد.

پیشنهاد ویژه :   اندیشه سیاسی : سرزمین پارس /مخاطب شعار امسال آحاد ملت و مسئولانند همه باید سخت، کار کنند

امری که در کوتاه مدت امنیت و در بلند مدت هویت این کشور را تهدید خواهد کرد. از سوی دیگر، فرانسه یکی از کشورهایی است که به دلیل بحران های اقتصادی در اروپا به شدت ضربه خورده و به دنبال بازارهای جدیدی می گردد. این کشور شرکت های تجاری و تولیدی بزرگی را در حوزه تجهیزات نفتی، سلاح و تجهیزات نظامی ، لوازم مصرفی ، تجهیزات صنعتی و… در اختیار دارد که می توانند از نفوذ سیاسی فرانسه بهره مند شوند، واقعیتی که نشان می دهد مصالح اقتصادی تا چه اندازه روی سیاست های قدرت های استعماری در منطقه تاثیرگذار است.

به هر حال، برخورداری از همه این منافع منوط به این است که قمار پاریس در بحران لبنان بتواند مشکل گشا باشد، مسئله ای که به شدت نیازمند اتخاذ یک سیاست خارجی مستقل و عاقلانه است و با توجه به موضع گیری ماکرون بر ضد حزب ا… لبنان و ایران ،  چشم انداز روشنی برای آن دیده نمی شود. بنابراین می توان پیش بینی کرد که حرکت در مسیر نادرست خیلی زود رویای بازگشت شرقی پاریس را به یک کابوس مبدل سازد.

این خبر را به اشتراک بگذارید :