ایرانیاناحساس تعلق به میراث مشترک فرهنگی، تاریخ مشترک، سرزمین مشترک که به آن هویت ملی گفته می شود با هویت قومی، ایلی، دودمانی و تباری که سطوح پایین تری از هویت ملی را تشکیل میدهد و بخشی از هویت جمعی و گروهی اقوام ایرانی است، در جامعه ایران پدیده تازه ای نیست. اقوام ایرانی به دلیل پیوستگی تاریخی با جامعه ایرانی وجه متمایز و متفاوتی با دیگر کشورهای چندقومی دارند.

 

در برخی از کشورها اقوام به صورت گروهی از سرزمین خود به سرزمین دیگری مهاجرت کردند، مانند کانادا، آمریکا، فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی که دارای تعدد قومیتی هستند. این اقوام چون بومی سرزمین جدید نبودند، دارای زبان، نژاد، فرهنگ یا آیین مستقلی هستند.

در برخی دیگر از کشورها، اقوام در نتیجه قراردادها و معاهدات سیاسی یا جنگها از سرزمین اصلی خود جدا شدند مانند کروات، صرب، بوسنی و هرزگوین که در جریان جنگ جهانی در قلمرو کشور تازه تأسیس قرار گرفتند یا اقوامی که در آسیای میانه، قفقاز و شرق اروپا در قرنهای ۱۹ و ۲۰ جزو بخشی از خاک روسیه شدند.

اما اقوام ایرانی قومی مهاجر نیستند. آنها بومی ایران زمین و دارای فرهنگ، زبان و میراث و سرزمین مشترک چند هزارساله هستند. در ایران اقوام براساس معادلات سیاسی و یا فتوحات نظامی به خاک ایران ملحق نشده اند، بلکه در فلات ایران زندگی می کردند و تابع حکومت دیگری نبودند و در کنار زبان مادری قوم خود به زبان ملی و پارسی سخن می گفتند. علاوه بر آن، اقوام ایرانی در شکل گیری، استقلال و یکپارچگی ایران و میراث فرهنگی مشترک آن سهیم بوده و در ادوار مختلف تاریخی خدمات زیادی به فرهنگ این مرز و بوم انجام داده اند. با وجود این، آنها در زیر چتر هویت ملی ایرانی، هویت قومی و آداب و سنت های خود را حفظ کرده اند؛ به گونه ای که هویت بومی اقوام ایرانی یا فرهنگ ملی به صورت امتزاجی جدانشدنی در آمده است. درک این نکته مهم است که بدانیم اقوام ایرانی قهرمان ها و شخصیت هایی اسطوره ای دارند که متعلق به گروه و قوم آنها نیست. به عبارت روشن تر، بر تن قهرمان های اقوام ایرانی صرفا لباس قومی نپوشانده اند، بلکه لباس ملی بر تن دارند و متعلق به ایران هستند و دیگر اقوام جامعه ایرانی هم نسبت به آنها تعلق خاطر دارند.

مثلا رستم پهلوان بزرگ سیستان، در دایره تنگ قومی محصور نشده و یکی از نمادهای اسطوره ای ایرانیان است. در ادوار بعدی، این قهرمان اسطوره ای را شاعرانی نظیر فرخی سیستانی با نماد و اسوۂ دینی ایرانیان، مولای متقیان، علی (ع) پیوند می دهند.

آیا نموده جهان را هزار گونه هنر چو حیدر کرار و رستم دستان

درهم تنیدگی میان عواطف دینی، قومی و روح ایرانی از ویژگیهای هویت ملی ایرانیان است.

نگرش قوم گرایی افراطی و قوم محوری، ایران را به غلط کشوری با «ملیت های مختلف و اقوام ایرانی را بدون اصالت هویت ملی واحد تعریف می کند. منشأ چنین نگرش هایی در مطامع بیگانگان با هدف تجزیه طلبی و الحاق گرایی در تاریخ معاصر پدید آمده است. و در میان اقوام ایرانی اختلاف و تفاوت وجود دارد، ولی به طور طبیعی کشمکش و نزاع قومی مشاهده نمی شود. اقوام ایرانی در حوادث مهم ملی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سهیم بوده و همواره در دفاع از میهن اسلامی در برابر بیگانگان، اتحاد و همبستگی داشته اند.

اقوام ایرانی پس از استقرار و تثبیت موقعیت و مرزهای جغرافیایی خود، برای رفع نیازهایشان با یکدیگر روابط مسالمت آمیزی داشتند و در همگرایی عمومی به سر می بردند.

سلسله هخامنشیان با فرمانروایی کورش بزرگ و با اتحاد اقوام ایرانی – پارس و ماد – پایه گذاری شد. در فرایند ملت سازی، اقوام با هم مشارکت داشتند. اقوام ایرانی برخلاف برخی از اقوام اروپایی (مانند انگل ها در انگلستان یا فرانکها در فرانسه) نام یک قوم را بر تمام سرزمینی که اقوام دیگر هم در آن ساکن بودند، نگذاشتند. پارسها که شاخه جنوبی مهاجران آریایی بودند، حکومتی را پایه گذاری کردند که ممالک و تمدن های کهن – به جز بخشی از قلمرو یونان باستان- را تحت تسلط خود درآورد. با اینکه مؤسس دولت مقتدر هخامنشیان از سرزمین پارس برخاسته بود، اما نام قوم و سرزمین خود را برای قلمرواش انتخاب نکرد.

در کتیبه های داریوش کلمه آریا به سکنه ایران اطلاق می شد. پارس در کتیبه های هخامنشی به صورت پارسه ، در یونانی پرسیس که معرب آن پارس است، آمده است. یونانیان پرسیس را که تنها نام ایالت پارس بود، بر تمام ایران اطلاق کردند.

جلیل عرفان منش – حیات فرهنگی ایرانیان

پیشنهاد ویژه :   پارسی : تأثیر فردوسی بر آثار سعدی / گفتاری از منصور رستگار فسایی (بخش دوم )

این خبر را به اشتراک بگذارید :